رضا قليخان هدايت

127

مجمع الفصحاء ( فارسي )

كردم به ديگرى پى دفع گمان غير * اظهار عشق و يار به من بدگمان بماند * * * خوبان در آزمودن ما صد جفا كنند * با ما به اعتماد وفا تا چه‌ها كنند به هر هزار وعده خلافى ديگر است * گر از هزار وعده يكى را وفا كنند * * * بسى خشنود مىآيد به‌سويم قاصدش گويا * به غير از نامه حرفى از زبان يار هم دارد * * * از خلاف وعده‌ام شد منفعل وز اضطراب * رفت از يادش كه بازم وعدهء ديگر دهد * * * بس‌كه قاصد را بيازارد چو نام من برد * رحم نگذارد كه بگذارد پيام من برد خاطرم جمع است از بدگويى دشمن كه دوست * گوش بر حرفش نمىدارد چو نام من برد * * * بىاعتبار پيش تو خلقى ز جرم عشق * بيچاره ميلى از همه بىاعتبارتر * * * دانسته‌اى كه مهر تو از جان نمىرود * كز خاك كشتگان گذرى سرگران هنوز * * * ز بزمت با چنين خوارى نخواهم زود برخيزم * كه پندارم اگر مانم دمى خشنود برخيزم پس از عمرى كه در بزمش به صد تقريب بنشينم * سخن از مدعاى من كند تا زود برخيزم و له ايضا رقيبان در تماشا بوده‌اند از دور و من غافل * تغافلهاى امروز از كجا بود است دانستم * * * ظاهر نساختم به تو وارستگى هنوز * چون بر خود اعتماد تمامى نداشتم * * *